چگونه یک مدیر می‌تواند باعث شکست کسب و کار خود بشود؟

چگونه یک مدیر می‌تواند باعث شکست کسب و کار خود بشود؟

مدیران بد
شرکت شما یک شرکت برتر ، با یک محصول برتر است. با این حال، حتی پس از داشتن یک آمیخته بازاریابی قوی، شرکت شما واقعاً موفق نمی شود. آیا این مشکل در شرکت است یا در کارمندان؟ یا مشکل عدم رهبری و مالکیت در شرکت است؟ مورد آخر – رهبری بد یا مدیریت بد یکی از دلایل ظریف شکست سازمان یا محصول است.

یکی از عوامل حیاتی در موفقیت سازمان، همگامی بین تیم ها و همچنین درون کارکنان یک تیم واحد است. با این حال، بسیاری از اوقات، زمانی که یک سازمان دارای واحدهای تجاری استراتژیک مجزا و همچنین تیم ‌های مجزا است، مسئولیت هماهنگی بین تیم‌ ها و اتحاد بین کارکنان بر دوش روسای تیم یا به طور کلی مدیران میانی می‌افتد.

بنابراین، اگر یک مدیر میانی ناکارآمد یا حتی یک مدیر ارشد آماتور دارید، چه نتیجه ای به همراه خواهد داشت ؟ شما کارمندان بی انگیزه، تیم هایی خواهید داشت که به درستی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و در نهایت ممکن است محصولی را عرضه کنید که به مرور زمان با شکست مواجه شود.

مثالها و نمونه هایی از یک مدیر بد

ما یک نمونه کامل از شرکتی داریم که محصولی را به پیشنهاد مدیر محصول عرضه کرده است. اکنون، این مدیر محصول در راس امور قرار دارد. او در سال ‌های گذشته سهم عمده‌ای در فروش داشته است، و وقتی به مدیریت محصول منتقل شد، محصولاتی را پیشنهاد کرد که انقلابی بودند.

با این حال، او اشتباه معمولی فروشنده را انجام داد – او بدون در نظر گرفتن بازیکنان پایین هرم سازمانی تصمیم گرفت. هیچ بازخوردی از پایین به بالا گرفته نشد.

نتیجه: محصول به طرز بدی شکست خورد.

بازار بسیار کوچکی بود که در آن زمان پیش‌بینی می ‌شد و قیمت آن بسیار بالا بود که برای مشتریان نهایی خوب نبود. آیا این مثال یک مدیر بد است؟ او به عنوان یک فرد بد نبود، اما به عنوان یک مدیر، تصمیم گیری او ضعیف بود.

بنابراین، واضح است که روسای ارشد نیز می توانند مدیران بدی شوند، حتی اگر افراد بدی نباشند. با این حال، اگر مدیران میانی اشتباه کنند چه؟ وقتی مدیران میانی اهداف سازمان را درک نمی کنند، یا جسارت لازم برای بیرون کشیدن محصول از بازار را ندارند، چه؟ بسیاری از مدیران میانی مقصر از دست دادن کارمندان و افزایش نرخ فرسودگی هستند.

تصور کنید محصولی را روانه بازار می کنید که مطمئناً بازار را تسخیر می کند. اما به دلیل تصمیم بد یک مدیر میانی ، تیم ها اصلاً عملکردی ندارند. علاوه بر این، اگر تیم ها نیاز به هماهنگی در درون خود داشته باشند، آنگاه یک مدیر میانی می تواند باعث افت عملکرد چندین تیم شود.

بنابراین، راه های زیادی وجود دارد که مدیران بد می توانند باعث شکست شرکت های واقعی در لحظه پیروزی خود شوند. فکر نکنید که کارمندان نیز تا این حد بی گناه هستند. اگر با یک تیمم سختگیرانه برخورد نشود، چندین کارمند اثربخشی پایینی خواهند داشت. بنابراین روسا برای سازمان مهم هستند. با این حال، مدیران بد حتی باعث می شوند که افراد مناسب نتایج نادرستی بدهند.

حتما بخوانید: ۱۴ دلیل که کسب و کار شما رشدی ندارد

بنابراین، ویژگی های مدیران بد چیست؟

  • رهبران ضعیفی هستند

چه ارتباط با تیم، مدیریت تیم یا مسئولیت کامل، مدیران بد به طور کلی معمولاً رهبران ضعیفی هستند. آنها کارمندان را در نظر نمی گیرند.

  • همدلی ندارند

آنها احتمالاً تک تک اعضای تیم یا وضعیت اسفناک تیم های پشتیبان را درک نمی کنند.

  • تعامل ندارند

به طور کلی در تجارت تعامل و بده بستان ندارند. آنها در بالای تیم شناور می شوند اما راهنمایی و مشاوره از آنها حداقل است.

  • بیش از حد درگیر هستند

گاهی اوقات مدیریت خرد می تواند به کارمندان ناراضی یا کارمندان با روحیه ضعیف واگذار شود. چنین مدیران بدی باعث فرسایش بیشتر از مدیران ارشد می گردد.

  • آنها در آخرین لحظه از خواب بیدار می شوند

رئیس کسی است که باید برنامه ریزی کند و برنامه را اجرا کند. اگر خودش در آخرین لحظه از خواب بیدار شود و برنامه ای برای تیم ترسیم نشود، تیم به طور منظم و بدی در وظایف محوله شکست می خورد.

  • کینه را حفظ می کنند

یکی از بدترین ویژگی های روسای اشتباه یا مدیران بد این است که نسبت به دیگران کینه ورزی دارند و به طور کلی حسادت بیشتری نسبت به کارمندان نشان می دهند. این ویژگی ها باعث ایجاد مشکلات بیشتر در این زمینه می شود.

  • آنها سر در گُم / ناهماهنگ هستند

مدیران بد می توانند گُنگ باشند یا همچنین می توانند با اهداف سازمان همسو نباشند.

بهترین راه برای مقابله با یک مدیر بد این است که یا به طور نامحسوس در مورد اشتباهاتشان با آنها ارتباط برقرار کنید یا اگر اوضاع از کنترل خارج شد، این روند را تشدید کنید. اگر این کار را نکنید، به احتمال زیاد انگیزه تیم به آرامی کاهش می یابد که بر شما به عنوان یک کارمند نیز تأثیر می گذارد. اجازه دادن به مدیر بدی که کارش را اشتباه انجام دهد باعث ایجاد شکاف بیشتر در تیم می شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به بالای صفحه بردن